سلاملكمممم سلاملكمممم![]()
نميدونم از كجا و از چه زماني بايد شروع كنم به حرف زدن! خيلي وقته ننوشتم و اصلا رشته ي كارم از دستم دررفته.. خوب از وقتي ميگم كه اومديم تو خونه ي جديد ... از ته ِ دلم ميگم كه از دست محل قبليه راحت شديم ٬ از دست آدماش راحت شديم . خونه ي بدي نيست ٬ درسته از اينجام تا محل كارم كلي تو ترافيكم ولي اشكال نداره ارزششو داره
... يه اتفاق مهم ديگه ام كه افتاده اينه كه محل كارمم جاش عوض شد ٬ يعني همونجام اما از نظر فيزيكي تغيير مكان داديم و از راه آهن ِ .... اومديم جهان كودك و ادارمون وسط تپه هاي معروف عباس آباده .. ديگه بالا شهري شديم ديگه .. يكي از مزاياش اينه كه ديگه هرروز اول صبحي معتاداي در حال چرت راه آ"هنو نميبينيم و چشممون به جمالشون روشن نميشه ... و خيلي مزاياي ديگه از جمله آبو هواي خوبشه ولي فقط يه عيب داره اونم اينه كه يه مغازه ي سوپري كه نزديكمون نيست هيچي ٬ ساختمونه به اون بزرگيمونم يه بوفه نزده ماام كه شيكمو دلمون هر مين يه چيزي ميخوادو دستمونم به هيجا بند نيست هر شب خونه رفتني بايد پيشبيني كنيم فردا چه هوس خواهيم كرد و بخريمو بذاريم توي كيفمون ...
سرم كلا خيلي شلوغه خيلي كار دارم از شنبه تا 4شنبه كه سر كارم . 5شنبه جمعه ها هم كه دانشگاهم .. تازه از امروز(دوشنبه) جلسه ي اول كلاس MCSE م هم هست (از ساعت 4:30 تا 8:30 شب) ديگه اينم از دوشنبه هام ... وقت نميكنم تو اين سرما برم يه كتي ژاكتي چيزي بخرم ... واقعا وقت نميكنم از سرما ميلرزم ولي نميشه آخه نميخوام هول هولي ام بخرم كه يه موقه پشيمون نشم
... ميخوام برم دندونمو درست كنم اما بازم وقت نميشه . امروز صبح بابام كه داشت منو تا يه جايي ميرسوند بهم گفت : دخترم خيلي تلاش ميكني اميدوارم نتيجه ي عاليه اين تلاشتو ببيني براي مام دعا كن كارامون خوب پيش بره (آخه نميدونم چرا تو كاراي پدر من انقد گير ميفته ناراحتشم ) ناراحتياي من تو زندگيم هيچ كدوم مربوط به خودم نميشه اگه خيالم از اطرافيام راحت باشه ديگه غمي ندارم![]()
براي هم دعا كنيم![]()
و شاد باشيد![]()
![]()
واي خدا قلبم نيم ساعته داره تند تند ميزنه ، قلبم داره از دهنم مياد بيرون ، يه خطري از سرم رد شد و از سر يه نفر ديگه ، شوكه شدم گريه دارم اما نمياد ، انگار كل بدنم داره ميتپه ... داشتم از كنار يكي از اين پارتيشنا رد ميشدم سيم تلفناشون ولو بود رو زمين و از زير درهاي ام دي اف پيش ساخته رد شده بود ، پاي من گير كرد به اين سيما، هم كم مونده بود خودم بخورم زمين هم اينكه ديواره افتاد رومانيتورش ، بعد مانيتورو كيبورد از كنار صورت دختره رد شد پرت شد رو زمين، گوش چپم بسته شده رنگ به صورتم نيست ، تنم داره ميلرزه ... خدا واقعا رحم كرد اگه ميفتاد رو سرش ميمرد. خدايا شكرت ...
